تمامی کسانی که به "بی معرفت" لینک داده اند می توانند از طریق ین لینک به من اطلاع دهند تا به منظور قدردانی، لینک آنها در ین بخش قرار بگیرد.
در صورت تمایل می توانید با قرار دادن تکه کد فوق در بین دو تگ <body> و <body/> قالب خود، این لینکستان را در سایت یا وبلاگ خود نمایش دهید. (در صورت بروز هرگونه مشکل، پرسش خود را اینجا مطرح کنید.)
همين ماه رمضان پارسال بود که تيتراژ سريال «ترش و شيرين» را مي خواند.. و امسال باز، در نزديکي ماه رمضان ترانه اي از او منتشر شده (پس از گذشت يک سال و نيم از اجراي آن) که ديگر نه تنها خنده بر لبان روزه داران نمي نشاند! بلکه چون تيري، سينه ي پاک ضميران عالم را نشانه مي گيرد! او که مي رفت به اعتقاد خودش «موسيقي ايران را نجات دهد!» (البته با تمسک به تلفيق موسيقي ايراني با الگوهاي غربي) به نظر مي رسد که خود بيشتر به ناجي نياز دارد! اصلا بعيد نيست.. که پس از گذشت اين سال ها، مرکب موسيقي اصيل ايراني که روزي حکما و افراد عالمي چون فارابي عنان آن را در دست مي گرفتند امروز در دست نامحرماني بيافتد که نه تنها بويي از تهذيب و عرفان و مذهب نبرده اند؛ بلکه مي خواهند آن را نجات هم بدهند! اگر او يکبار حتي لاي يکي از کتاب هاي تفسير را باز مي کرد و درباره آن آيه اي که در اين آهنگ خود مرتب آنرا تکرار مي کند: «و رتل القرآن ترتيلا» مي خواند! فريادش را در حنجره اش فرو مي نشاند! اگر مي دانست که خداوند تبارک و تعالي از چه روي در سوره شمس تو را هفت بار قسم مي دهد.. دستانش ديگر قواي زخمه زدن بر ساز نداشت! و ايکاش مي دانستي «عم يتسائلون» و «نباء العظيم» از که و چه حکايت مي کنند.. و آنگاه مي فهميدي که «خبري بزرگتر» از ساز و فريادي که تو سر مي دهي هم هست!! ايکاش عامل به يکي از همين آيه هايي که مي خواندي بودي و بعد از آن شايد دست به ساز مي گرفتي!! ايکاش يکي از آن قسم هاي خداوندي، در جوهره جانت نشسته بود .. تا بلکه «فالهمها فجورها و تقويها» تو را از سرانجام کاري که کردي آگاه مي کرد... آه... که در اين غوغاي آخرالزمان چه خوب درک مي کند آدمي سخناني را که رسول خدا (ص) هزار سال پيش به سلمان درباره ي امت آخرين گفت! که « زماني بر اين قوم ميايد که قرآن را خوار و خفيف مي کنند و اثر آيه هاي آن بر آنها، جز از حلقومشان فراتر نمي رود!! » دادگاه و شکايت امروز، اگر دامن نامجو (و يا هر کسي که امروز قرآن را يا زيان و عمل به سخره گرفته) را بگيرد يا نگيرد... باز هم راه گريز هست! ولي دادگاهي غير از آن هم هست... که ديگر گريزي از آن نيست!
نشسته بودم توي نمازخونه.. يکم مونده بود که اذان ظهر رو بگن.. گفتم يه چند آيه اي قرآن بخونيم تا اذان بشه. قرآن رو گذاشتم جلوم.. مثل هميشه که نيت مي کردم از اين قرآن خوندن يه چيزي نصيبم بشه و چيزي بفهمم.. اين بار نيت کردم که يه آيه اي بياد که بوي فاطميه بده... قرآن رو باز کردم؛ سوره ي نور اومد.. يکم که خوندمش رسيدم به اونچه که بايد مي رسيدم:
اى اهل ايمان! به خانه هايى غير از خانه هاى خودتان وارد نشويد تا آنکه اجازه بگيريد، و بر اهل آنها سلام کنيد، اين براى شما بهتر است، باشد که متذکّر شويد.
هرگونه استفاده از مطالب و فایل های این وبلاگ در جهت نشر فرهنگ دینی موجب امتنان است!! طراحی: بی معرفت - نام قالب: دل شب توسط نرم افزار: فتوشاپ CS و فرانت پیج 2003 قدرت گرفته از پارسی بلاگ
No Copyright : Because of spreading Islamic thought you can use all files and images. Design by Bimarefat - Template Name: Dele Shab Software : Photoshop CS & FrontPage 2003 - Counters: Powered by Dear "Parsiblog.com"