شهید من



اوقات شرعی

اطلاعات آماری
امروز : پنجشنبه 7 شهريور 1387
درباره بی معرفت
درباره علت نامگذاری وبلاگ "بی معرفت"
بازدید کننده های امروز : 375
کل بازدید کنندگان : 195944



 RSS 

جستجو در متون

:جستجو
موضوعات نوشته ها
خبرنامه

بری آگاهی از به روز شدن وبلاگ در خبرنامه عضو شوید.


نام:

ايميل:

 

نظرسنجی

فعلا مورد خاصی بری نظرسنجی وجود ندارد.
لوگوی بی معرفت

اشعار شنيدني - بي معرفت



کد بالا را
Copy کنید و در بین کدهای سیت
خود و در بین تگ های
Paste ،Body
کنید.

لینکستان

حسينيه دل
راوی
حريم ياس
وبلاگ عطش
با سيد علي...
پاسخ به شبهات حجاب
بفرمایید روضه
SMS هاي مثبت و ارزشي
دايرکتوري وبلاگ هاي قرآني
حبل المتين
مکتب وحي
بچه های قلم
نماهنگ هاي مذهبي موبايلي
طلبه ای از نسل سوم

حمایت های اینترنتی





We Condemn Muhammad Cartoons (Caricatures) In Danish Newspaper, Jyllands Posten - Denmark.
Go To "Mohammed The Messenger" Website To Join The Protest!

همسایه ها


خاکریز + دلگویه های غلامعلی مجاهد + غربتکده + دوست اختصاصی + حزب الله + روایت نامه + عشق و مشق + سیمرغ قاف + یا علی جان مددی + شکوفه نرگس + تشنه معرفت + دنیای سه خواهر + عبد زیر صفر + شیعه شناسی + مجله اینترنتی قرآن + کلرجی من + يک آرزو + نغمه هاي بندگي + ليلة القدر + ?Who + پيامبر اعظم + هيئت منتظرين + ديار رنج + وب نامه + باران عدل + طلبه ی از نسل سوم + محفل یاران + هیئات جوانان عاشوریی + عطشان + به یاد او + حرفهای جوانی + دفتر یادداشت + پشت خطی + معراج + مجنون الحسین + غم دوست + آفاق + صبح ظهور + ...


تمامی کسانی که به "بی معرفت" لینک داده اند می توانند از طریق ین لینک به من اطلاع دهند تا به منظور قدردانی، لینک آنها در ین بخش قرار بگیرد.



 
در صورت تمایل می توانید با قرار دادن تکه کد فوق در بین دو تگ <body> و <body/> قالب خود،
این لینکستان را در سایت یا وبلاگ خود نمایش دهید. (در صورت بروز هرگونه مشکل، پرسش خود را اینجا مطرح کنید.)


پست های سریع من:


       [آرشيو شده ها]

    + آه از غروب...

    شنبه 15 تير 1387

    من انتظار معجزه دارم نمي شود


    هنگام ديدن يارم نمي شود


     


    آه از غروب غم انگيز جمعه ها


    اين هفته هم طلوع نگارم نمي شود


     


    نوشته شده توسط در ساعت 12:27 صبح

    ()نظر


    + طبع مى‏خواهد که وصف زينب کبرى کند..

    يکشنبه 22 ارديبهشت 1387

    طبع مى‏خواهد که وصف زينب کبرى کند
    ليک، قطره کى تواند صحبت از دريا کند؟

    توسن طبعم در اينجا پاى در گل مانده است
    مرغ بى ‏پَر چون سفر بر عرصه عُنقا کند؟

    نطق گويا عاجز است از شرح و ذکر وصف او
    کى تواند خامه مدح آن ملک ‏سيما کند؟

    جد پاکش مصطفى، باب کبارش مرتضاست
    مادرش زهرا که مدحش ايزد يکتا کند

    چون حسين و چون حسن دارد برادر، هر يکى
    ناز بر موسى بن عمران، فخر بر عيسى کند

    در شهامت ‏بود وارث بر على مرتضى
    همت والاى او تفسير «کرمنا» کند

    دختر زهرا که در حجب و حيا و عصمتش
    نقش مادر را به خوبى در جهان ايفا کند

    در شجاعت چون حسين و در صبورى چون حسن
    در عبادت پيروى از مادرش زهرا کند

    دّر درياى عفاف و گوهر گنج ‏حياست
    عفتش ياد از حياى مريم عذرا کند

    گاه در آغوش گيرد اصغر لب تشنه را
    تا بخوابد، آب را در خواب خود رؤيا کند

    گاه دلدارى دهد بر مادران سوگوار
    گاه دلجوئى ز آل و عترت طاها کند

    گاه آيد بر سر نعش برادر از خِيم
    از ته دل ناله و فرياد و واويلا کند

    گاه هم گيرد ز دست دختران بى ‏پناه
    از خيام سوخته رو جانب صحرا کند

    کيست چون زينب کسى کو در ديار کربلا
    ناله جانسوز او تاثير در دلها کند؟

    کيست چون زينب که با يک جلوه از نور رُخش
    رخنه‏ ها در قلب موسى، در دل سينا کند؟

    کيست چون زينب که در راه رواج دين حق
    مو به مو برنامه دين خدا اجرا کند؟

    کيست چون زينب کسى کو در ره دين خدا
    در جهان دار و ندار خويشتن اهدا کند؟

    کيست چون زينب کسى کو با اسيرى خودش
    خونِ پاکِ کشتگان کربلا احيا کند؟

    کيست چون زينب که با تدبير مظلومانه‏ اش
    دشمن پست و زبون را تا ابد رسوا کند؟

    کيست چون زينب کسى کو در ميان دشمن
    انچون على مرتضى در نطق خود غوغا کند؟

    کيست چون زينب که در بزم يزيد بى ‏حيا
    خطبه‏اى ايراد کرده محشرى برپا کند؟

    کيست چون زينب که او با يک کلام آتشين
    تنگ و تاريک اين جهان در ديده اعداء کند؟

    دختر شير خدا بود و خودش هم شير بود
    کس نديده شير را کز روبهان پروا کند

    در جهان املاء دين را کرده انشاء مو به مو
    کيست چون زينب که اين املاء را انشاء کند؟

    پيروى بايد کند از دخت زهرا و على
    هر که مى‏خواهد که راه دين حق پيدا کند

    روز محشر گر به شکوه لب گشايد بى ‏گمان
    محشرى ديگر به پا در محشر کبرا کند

    دشمنانش در سقر سوزند در نار غضب
    دوستانش هم مقر در سايه طوبا کند

    اى «رسولى‏» غم مدار از گير و دار روز حشر
    دختر زهرا اگر از راه لطف ايما کند


    نوشته شده توسط در ساعت 10:46 صبح

    ()نظر


    + مثنوي محتشم..

    جمعه 21 دي 1386

    بنال اي دل که ديگر ماتم آمد  --  بگري اي ديده ايام غم آمد 
    گل غم سرزد از باغ مصيبت  --  جهان را تازه شد داغ مصيبت 
    جهان گرديد از ماتم دگرگون  --  لباس تعزيت پوشيده گردون 
    ز باغ غصه کوه از پا فتاده  --  زمين را لرزه بر اعضا فتاده 
    فلک تيغ ملامت بر کشيده  --  ز ماه نو الف بر سر شيده 
    ازين غم آفتاب از قصر افلاک  --  فکنده خويش را چون سايه بر خاک 
    عروس مه گسسته موي خود را  --  خراشيده به ناخن روي خود را 
    خروش بحر از گردون گذشته  --  سرشک ابر از جيحون گذشته 
    تو نيز اي دل چو ابر نوبهاري  --  به بار از ديده هر اشگي که داري 
    که روز ماتم آل رسول است  --  عزاي گلبن باغ بتول است 
    عزاي سيد دنيا و دين است  --  عزاي سبط خيرالمرسلين است 
    عزاي شاه مظلومان حسين است  --  که ذاتش عين نور و نور عين است 
    دمي کز دست چرخ فتنه پرداز  --  ز پا افتاد آن سرو سرافراز 
    غبار از عرصه‌ي غبرا برآمد  --  غريو از گنبد خضرا برآمد 
    ملايک بي‌خود از گردون فتادند  --  ميان کشتگان در خون فتادند 
    مسلمانان خروش از جان برآريد  --  محبان از جگر افغان برآريد 
    درين ماتم بسوز و درد باشيد  --  به اشگ سرخ و رنگ زرد باشيد 
    بسان غنچه دلها چاک سازيد --  چو نرگس ديده‌ها نمناک سازيد 
    ز خون ديده در جيحون نشينيد  --  چو شاخ ارغوان در خون نشينيد 
    به ماتم بيخ عيش از جان برآريد  --  به زاري تخم غم در دل بکاريد 
    که در دل اين زمان تخم ملامت  --  برشادي دهد روز قيامت 
    خداوندا به حق آل حيدر  --  به حق عترت پاک پيامبر 
    که سوي محتشم چشم عطا کن  --  شفيعش را شهيد کربلا کن  
     


    نوشته شده توسط در ساعت 11:50 صبح

    ()نظر


    + چشمي دگر بده...

    سه‏شنبه 27 آذر 1386


    اين ديده نيست قابل ديدار روي تو
    چشمي دگر بده که تماشا کنم تو را


    تو در ميان جمعي و من در تفکرم
    کاندر کجا روم و پيدا کنم تو را


    نوشته شده توسط در ساعت 12:0 صبح

    ()نظر


    + سرباز کوي عترت

    چهارشنبه 23 آبان 1386


       نام من سرباز کوي عترت است     دوره آموزشي ام هيئت است

      پــادگــانم چــادري شــد وصــله دار      سر درش عکس علي با ذوالفقار

       ارتش حيــدر محــل خدمتم     بهر جانبازي پي هر فرصتم

    نقش سردوشي من يا فاطمه است      قمقمه ام پر ز آب علقمه است

      رنــگ پيراهــن نه رنــگ خاکــي است    زينب آن را دوخته پس مشکي است

     اسـم رمز حمله ام ياس علــي     افسر مافوقم عباس علي(ع)


    نوشته شده توسط در ساعت 12:4 صبح

    ()نظر


    + شعر عنايتي کد دارد!!

    شنبه 11 شهريور 1385

        شعر زير سروده جناب محمد علي مجاهدي (پروانه) است که از دوستان عارف بزرگ شيخ جعفر مجتهدي هستند. ايشان در متن کتاب در محضر لاهوتيان مي فرمايند که: « قبلا هم اشعاري براي امام زمان سروده بودم ولي تعداد ابيات آن يا 12 بود يا 14!! ولي اين شعر 9 بيتي بود و هر چه تلاش کردم که 2-3 بيت ديگر به آن بيافزايم نتوانستم! » و آنگاه وقتي به محضر آن مرد خدا شرفياب مي شوند.. شيخ جعفر به ايشان ميگويند که: همانگونه که براي سرودن شعر به دامان کريم اهل بيت حضرت جوادالائمه را گرفتيد و به ايشان توسل کرديد شعر شما هم کد ايشان را دارد!!


    بتا! من زجام وصال تو مستم -- ز مستي بت روي تو مي پرستم
    ز روز ازل مست جام تو بودم -- کنون نيز سرخوش ز جام الستم
    چه راني ز پيشم چه خواني، خوشم من -- که از باده عشق روي تو مستم
    به جز عشق روي تو ، کيشي ندارم -- اگر نيک يا بد، همينم که هستم
    سگ طوقي ام من، مرانم ز درگه -- که خود را به زنجير عشق تو بستم
    تو اي حجة بن الحين مگسل از من -- که با يادت از هر دوعالم گسستم
    تو اي خضر ره! همتي همرهم کن -- که از دست رفتم، که از پا نشستم
    بود از تو (پروانه) را آرزويي -- برآور تو اين آرزو، گرچه پستم
    بگو تا که مامور غيبي سپارد -- گذرنامه کربلا را به دستم


        و نيز جالب است که بدانيد پيرو آخرين بيتي که شاعر سرود و نيز شيخ جعفر مجتهدي هم به ايشان فرموده بودند.. از سر عنايتي که ابن الرضا جوادالائمه و امام زمان (عج) به ايشان کردند؛ پس از مدتي ايشان به زيارت قبور مطهر حضرت زينب و رقيه در سوريه و امام حسين در کربلا و نيز سفر مکه و مدينه نائل شدند!!؟!


     


    نوشته شده توسط در ساعت 1:11 عصر

    ()نظر


    + جاي سيلي تا ابد بر روي ماست...

    پنجشنبه 8 تير 1385

    شهر پيغمبر پر از بيداد شد --- آسمان لبريز از فرياد شد
    نخل ها بر سينه و سر مي زدند --- طائران عرش پرپر مي زدند
    چشم جبريل امين مبهوت بود --- غرق ماتم عالم لاهوت بود
    کينه توزي را عجب آموختند --- قلب مادر را به طفلش دوختند
    آن در و ديوار گلگون گشت واي  --- فرق حيدر(ع) غرق، در خون گشت واي
    ضرب سيلي ديده اي را تارکرد --- مجتبي(ع) با زهر آن افطار کرد
    با غلاف تيغ بازويي شکست --- شمر، روي سينه مولا(ع) نشست
    روي مه را، جوهر نيلي زدند --- دختري درکربلا سيلي زدند
    درب بيت وحي را افروختند --- خيمه ي اهل حرم را سوختند
    از دل زهرا(س) برون شد بوي عود --- بوي ياس و آتش و اسپند و دود
    ميخ در، پهلوي محسن را دريد --- تيرشد، برحنجر اصغر رسيد
    تيغ را قنفذ در عالم تاب داد --- دست عباس علي(ع) در شط فتاد
    بس نيام و تيغ در رقص آمدند --- بوسه بر پهلو و بر بازويي زدند
    کيست زهرا (س) آسماني در سجود --- بوسه ي دستاس بر دستي کبود
    عاديان، زين سو و آن سو آمدند --- بند بر دستان دست حق(ع) زدند
    دست حق(ع) در بيعت زنجير شد --- شيرحق(ع) بين دوصد خنزير شد
    گنبد نيلي، گريبان چاک زد --- عصمت حق(ع)را عدو برخاک زد
    فاطمه(س) يعني زدن در کوچه ها --- مادري را پيش چشم بچه ها
    چشم عالم لب به لب الماس شد --- خاک يثرب مست بوي ياس شد
    عالمي خاموش و بي مهتاب گشت --- ارغوان رخ، ماه عالمتاب گشت
    عرش حق هم زين جفا در هوش شد --- ذوالفقار مرتضي(ع) بيهوش شد
    کيست زهرا (س) يکه يار مرتضي(ع) --- هم زره، هم ذوالفقار مرتضي(ع)
    آه زهرا(س) نعره هاي حيدر(ع) است --- ني که دختر، مادر پيغمبر(ص) است
    روضه ي رضوان به زيرپاي اوست --- سينه ي غم چاک از غم هاي اوست
    چشم عين الله گريان امشب است --- بعد از اين ام ابيها زينب(س) است
    گفت حيدر(ع) اي تمام جان من --- طفل و بازويت بلاگردان من
    قامتم را اي وجودت قائمه --- کلّمينی کلّمینی فاطمه(س)
    فاطمه(س) چشمان خود را باز کرد --- با نگه روی علی(ع) را ناز کرد
    دست حیدر (ع) را گرفت آن نازنین --- گفت ای مولا، امیرالمومنین(ع)
    هرچه گویی من اطاعت می کنم --- غم مخور، خود با تو بیعت می کنم
    فاطمه(س) گردد بلاگردان تو --- هستی زهرا(س) فدای جان تو
    گرچه می دانی تو نیّت های من --- یاعلی(ع) بشنو وصیت های من
    غسل ده، من را به زیر پیرهن --- صبر کن در بستن بند کفن
    ای امیرالمومنینم(ع)، بوتراب --- جای من شب پیش طفلانم بخواب
    جان فدایت ای پناه عالمین --- جان تو،جان حسن(ع)،جان حسین(ع)
    یاعلی(ع)پیش حسینم(ع) وقت خواب --- جای زهرا(س)کاسه ای بگذار آب
    چادری پنهان درون خانه کن --- جای من موهای زینب (س) شانه کن
    جان زهرایت(س)علی جان، جای من --- بوسه بر چشمان عباسم(ع) بزن
    یاعلی(ع)شب بر سر قبرم بمان --- هل اَتی، بر کوثرت، یاسین بخوان
    گفت و گفت و دیدگان برهم گذاشت --- هل اَتی را غرق درماتم گذاشت
    چاره ساز عالمی بیچاره شد --- کوثر و دخان، ز قرآن پاره شد
    یاس گلگون علی(ع) چون جان سپرد --- نی که زهرا(س)، بل علی افتاد و مرد
    شاپرک هاییم وخاکسترشدیم --- وای مردم، وای بی مادرشدیم
    جای سیلی تا ابد بر روی ماست --- تا قیامت میخ در پهلوی ماست
    رد خون سینه ات برجاده است --- خاک چادر مهر هر سجاده است
    آه مادرکودکانت خسته اند --- چشم بردست کبودت بسته اند
    ای که عجل گفتی و مرگت رسید --- عجلی گو تا فرج آید پدید


    با تشکر از "یه بنده خدا" از "آسمان" از بچه های عزیز حرف دلی


    نوشته شده توسط در ساعت 2:55 عصر

    ()نظر


    + عصر جمعه...

    جمعه 12 خرداد 1385

    قطعه ي گمشده اي از پر پرواز کم است
                                      يازده بار شمرديم ولي باز کم است



    اين همه آب که جاري است نه اقيانوس است
                                     عرق شرم زمين است که سرباز کم است


    -------------------------------


    اشک خون، از ديده ي تر مي رود         دختر آمد حيف مادر مي رود


    ولادت حضرت زينب (س) بر شما مبارک باشه... يه هديه بابت اين روز مبارک باشه طلب شما!!


    نوشته شده توسط در ساعت 5:30 عصر

    ()نظر


       [آرشيو شده ها]











    هرگونه استفاده از مطالب و فایل های این وبلاگ در جهت نشر فرهنگ دینی موجب امتنان است!!
    طراحی: بی معرفت - نام قالب: دل شب
    توسط نرم افزار: فتوشاپ CS و فرانت پیج 2003
    قدرت گرفته از پارسی بلاگ

    No Copyright : Because of spreading Islamic thought you can use all files and images.
    Design by Bimarefat - Template Name: Dele Shab
    Software : Photoshop CS & FrontPage 2003 - Counters:
    Powered by Dear "Parsiblog.com"

    Clicky