شهید من



اوقات شرعی

اطلاعات آماری
امروز : پنجشنبه 7 شهريور 1387
درباره بی معرفت
درباره علت نامگذاری وبلاگ "بی معرفت"
بازدید کننده های امروز : 372
کل بازدید کنندگان : 195941



 RSS 

جستجو در متون

:جستجو
موضوعات نوشته ها
خبرنامه

بری آگاهی از به روز شدن وبلاگ در خبرنامه عضو شوید.


نام:

ايميل:

 

نظرسنجی

فعلا مورد خاصی بری نظرسنجی وجود ندارد.
لوگوی بی معرفت

احوال مردان خدا - بي معرفت



کد بالا را
Copy کنید و در بین کدهای سیت
خود و در بین تگ های
Paste ،Body
کنید.

لینکستان

حسينيه دل
راوی
حريم ياس
وبلاگ عطش
با سيد علي...
پاسخ به شبهات حجاب
بفرمایید روضه
SMS هاي مثبت و ارزشي
دايرکتوري وبلاگ هاي قرآني
حبل المتين
مکتب وحي
بچه های قلم
نماهنگ هاي مذهبي موبايلي
طلبه ای از نسل سوم

حمایت های اینترنتی





We Condemn Muhammad Cartoons (Caricatures) In Danish Newspaper, Jyllands Posten - Denmark.
Go To "Mohammed The Messenger" Website To Join The Protest!

همسایه ها


خاکریز + دلگویه های غلامعلی مجاهد + غربتکده + دوست اختصاصی + حزب الله + روایت نامه + عشق و مشق + سیمرغ قاف + یا علی جان مددی + شکوفه نرگس + تشنه معرفت + دنیای سه خواهر + عبد زیر صفر + شیعه شناسی + مجله اینترنتی قرآن + کلرجی من + يک آرزو + نغمه هاي بندگي + ليلة القدر + ?Who + پيامبر اعظم + هيئت منتظرين + ديار رنج + وب نامه + باران عدل + طلبه ی از نسل سوم + محفل یاران + هیئات جوانان عاشوریی + عطشان + به یاد او + حرفهای جوانی + دفتر یادداشت + پشت خطی + معراج + مجنون الحسین + غم دوست + آفاق + صبح ظهور + ...


تمامی کسانی که به "بی معرفت" لینک داده اند می توانند از طریق ین لینک به من اطلاع دهند تا به منظور قدردانی، لینک آنها در ین بخش قرار بگیرد.



 
در صورت تمایل می توانید با قرار دادن تکه کد فوق در بین دو تگ <body> و <body/> قالب خود،
این لینکستان را در سایت یا وبلاگ خود نمایش دهید. (در صورت بروز هرگونه مشکل، پرسش خود را اینجا مطرح کنید.)


پست های سریع من:


       [آرشيو شده ها]

    + ناگفته اي از شهيد... چمران

    جمعه 31 خرداد 1387

    من در دوره‌اي در مورد چمران کار مي‌کردم. به خاطر مخالفت، بعضا بخش‌هاي زيادي را سانسور کرديم اما معتقدم که الان بايد آن مطالب گفته شود.
    چمران طي سال‌هايي که در امريکا بود، عاشق دختري مي‌شود که بعداً هم اسمش را عوض مي‌کند و پروانه مي‌گذارد. با او ازدواج مي‌کند و سالهاي بعد صاحب سه فرزند مي‌شود. چمران همسرش را راضي مي‌کند تا با او به مصر و بعد لبنان بيايد. آنها مدتي هم در لبنان باهم زندگي مي‌کنند اما بعد از مدتي کاسه صبر همسرش لبريز مي‌شود.
    خانم ربابه صدر که اين سکانس را تعريف مي‌کرد، مي‌گفت که خيلي سکانس درامي بود. شايد تصور شود که چمران هم مثل هر مرد ديگري که در شرايط سخت مبارزاتي قرار گرفته، همسر و فرزندانش حاضر نبودند با او زندگي کنند و او ترجيح مي‌دهد به مبارزات خود ادامه دهد و از زندگي شخصي‌اش بگذرد اما خانم صدر مي‌گفت:
    «روزي که چمران خانواده‌اش را به فرودگاه مي‌برد من همراهشان بودم. چمران در تمام طول مسير گريه مي‌کرد يعني در نهايت عشقي که به همسر و فرزندانش داشت، آنها را ترک کرد. اما مسئله مبارزه آنقدر برايش مهم بود که راضي به اين جدايي شد. پس از مدتي همسر چمران تلاش کرد تا وي را وادار کند تا هراز گاهي به ديدن آنها برود اما چمران گفت ديگر تمام شد. واقعاً دنيا را با تمام ويژگي‌هايش طلاق داد و ديگر هم سراغ آنها نرفت. اين نرفتن حتي بعد از انقلاب هم ادامه پيدا کرد. او به همسرش گفت: «يا با من بمان و به اين زندگي با همه ويژگي‌هايش ادامه بده يا برو. بعد از مدتي فرزند پسرش در سواحل امريکا غرق شد.» هم‌اکنون دو دختر و همسرش در قيد حيات هستند. هرگز هيچ‌کس نخواست چمران را از اين منظر ببيند.


    منبع: مصاحبه اي با مهدي همايونفر (از اعضاي اصلي گروه جهاد تلويزيون در زمان جنگ)
    سوره. شماره 24.(فروردين و ارديبهشت 85)


    نوشته شده توسط در ساعت 1:44 عصر

    ()نظر


    + دست مهربانت.. آغوش گرمت

    سه‏شنبه 14 خرداد 1387



    پدر عزيزم..  امروز بيش از هر زمان به دستان مهربان و آغوش گرمت محتاجم....
    باشد تا دست روزگار، باري ديگر.. طعم شيرين حضور در محضرت را به ما بچشاند..


    نوشته شده توسط در ساعت 3:20 عصر

    ()نظر


    + زمزمه هاي شيرين...

    چهارشنبه 15 اسفند 1386


    آيت الله مجتهدي تهراني بعد از گذشت چهل روز از روزي که تو ما را وداع گفتي... تو را از خاطر نبرده ايم...
    و بايد اعتراف کنيم که هيچگاه زمزمه خطابه هاي شيرينت از يادمان نمي رود! نصيحت هاي پدرانه اي که از سر اخلاص و عاري از هرگونه ريا به ما مي کردي، براي هميشه آويزه ي گوشمان خواهد ماند.


     


    فايل صوتي: صداي آيت الله مجتهدي تهراني
    موضوع : خستگي گناه و درک نماز شب
    حجم: 262 کيلوبايت
    براي گوش دادن به صدا اينجا را کليک کنيد.

    براي دانلود بر روي لينک راست کليک کنيد و save target as را انتخاب کنيد.



    نوشته شده توسط در ساعت 1:31 صبح

    ()نظر


    + ... و اينگونه بود سردار خيبر!

    دوشنبه 13 اسفند 1386


    يکبار که آمده بود «شهر رضا» گفتم : بيا اينجا يک خانه برايت بخريم و همين جا زندگي ات را سر و سامان بده!
    گفت: حرف اين چيزها را نزن مادر! دنيا هيچ ارزشي ندارد!
    گفتم: آخر اين کار درستي است که دائم زن و بچه ات را از اين طرف به آن طرف مي کشي؟
    گفت: مادر جان! شما غصه مرا نخور. خانه من عقب ماشينم است!
    پرسيدم: يعني چه عقب ماشينم است؟
    گفت: جدي مي گويم؛ اگر باور نمي کني بيا ببين!
    همراهش رفتم در عقب ماشين را باز کرد. وسايل مختصري را توي صندوق عقب ماشين چيده بود: سه تا کاسه، سه تا بشقاب، سه تا قاشق، يک سفره پلاستيکي کوچک ، دو قوطي شير خشک براي بچه و يک سري خرده ريز ديگر. گفت : اين هم خانه، مي بيني که خيلي هم راحت است.
    گفتم: آخه اينطوري که نمي شود.
    گفت: دنيا را گذاشته ام براي دنيادار ها، خانه هم باشد براي خانه دارها!


     


    * مي گم: بين اين پست و پست قبلي (سلمان محمدي) يه شباهت هايي نمي بيني...؟!


    نوشته شده توسط در ساعت 4:13 عصر

    ()نظر


    + امروز از زمين و آسمان غم مي بارد!

    پنجشنبه 7 دي 1385

     

        آقاي مجاهدي ،يکي از دوستان نزديک جناب شيخ جعفر مجتهدي، نقل مي کنند: روزي در باغ آقاي حلي زاده واقع در پشت ايستگاه راه آهن مشهد، به خدمت حضرت آقاي مجتهدي شرفياب شدم. آنروز حال بکاء شديدي داشتند و لحظه اي از گريستن باز نمي ماندند.
    گريه هاي بي اختيار ايشان را بارها ديده بودم و براي من چندان تازگي نداشت ولي چيزي که فکر مرا به سختي مشغول خود کرده بود استمرار اين حالت گريه در آن روز بود.
    در آن حال استثنايي نمي توانستم علت اين حالت را از ايشان سوال کنم و آن ولي خدا را از حال خود منصرف سازم. ساعتي به همين منوال گذشت بي آنکه حرفي ميان ما رد و بدل شود؛ همين که ايشان براي لحظه اي از گريستن بازماندند، فرصت را غنيمت شمرده پرسيدم: علت اين گريه هاي مستمر و بي اختيار شما چيست؟
    فرمودند: « آقا جان! روز عجيبي است! امروز در و ديوار گريه مي کند! آسمان گريه مي کند! زمين گريه مي کند! اين درختان باغ گريه مي کنند! از آسمان و زمين غم مي بارد! آيا اگر شما اين صحنه ها را مي ديديد ساکت مي نشستيد؟!  ...من بي اختيار گريه مي کنم و علت آنرا نمي دانم. »
     و بعد از چند لحظه اي درنگ گفتند: « امروز بايد روز شهادت يکي از ائمه اطهار باشد، قراين از اين امر حکايت دارد! »
    مدتي گذشت و يکي از روحانيان به ديدن آقاي مجتهدي آمد؛ از ايشان سوال کردم: آيا امروز روز شهادت است؟ گفتند: به روايتي امروز روز شهادت امام محمد باقر (عليه السلام) است!
    هنگامي که آقاي مجتهدي سخن آن مرد خدا را شنيدند، به سختي منقلب شدند و در حالي که به شدت مي گريستند فرمودند:
    قربان مظلوميتشان بروم، اين گريه هاي بي اختيار که بي جهت نيست! آقا امام محمد باقر (عليه السلام) در کودکي در کربلا حضور داشتند و روز عاشورا صحنه هاي شهادت را يکي پس از ديگري ديده اند و تا آخر عمر براي مظلوميت جدشان حضرت سيد الشهدا گريه کرده اند، اين گريه هاي امروز اثر همان گريه هاست و مسلما امروز، روز شهادت آن بزرگوار است نه روز ديگر!


    منبع: در محضر لاهوتيان نوشته محمد علي مجاهدي


    نوشته شده توسط در ساعت 1:53 صبح

    ()نظر


    + امام سال نو ميلادي را تبريک مي گويد..

    شنبه 2 دي 1385


    خانم مرضيه حديده چي نقل مي کنند که خاطره اي را از زماني که حضرت امام در نوفل لوشاتو بودند و ولادت حضرت مسيح نزديک بود نقل مي کنند. ايشان مي گويند:
    « امام مي فرمود: اين همسايه ها با اين رفت و آمدهاي زياد و شلوغيها، خيلي اذيت شده اند، بهتر است هديه هايي برايشان بفرستيم، از قول من هم معذرت بخواهيد.
    برادرها رفتند و چند جعبه شکلات و شيريني تهيه کردند و آوردند، امام سوال کردند: چي تهيه شده؟ بسته ها را به امام نشان دادند، امام فرمود: خارجيها به گل زياد علاقه دارند، چند شاخه گل هم برايشان بفرستيد.
    همان شب عيد کريسمس هدايا را بين همشايه ها تقسيم کردند و فرداي آن روز ديديم که خيابان ها پر از خبرنگار و مردم است، من از يکي از برادران سوال کردم که چه خبر است؟ گفتند: خبرنگارها به خاطر هديه هاي شب گذشته آمده اند تا گزارش تهيه کنند. مصاحبه اي هم انجام شد و امام ارشاداتي در مورد تولد حضرت مسيح (ع) کردند. »

    براي خواندن ادامه خاطره و ديدن عکس هاي بيشتر بر روي ادامه مطلب کليک کنيد.


    ادامه مطلب...

    نوشته شده توسط در ساعت 11:28 صبح

    ()نظر


       [آرشيو شده ها]











    هرگونه استفاده از مطالب و فایل های این وبلاگ در جهت نشر فرهنگ دینی موجب امتنان است!!
    طراحی: بی معرفت - نام قالب: دل شب
    توسط نرم افزار: فتوشاپ CS و فرانت پیج 2003
    قدرت گرفته از پارسی بلاگ

    No Copyright : Because of spreading Islamic thought you can use all files and images.
    Design by Bimarefat - Template Name: Dele Shab
    Software : Photoshop CS & FrontPage 2003 - Counters:
    Powered by Dear "Parsiblog.com"

    Clicky